قصّه‌گویی، سنّتی است بسیار دیرینه و دیرپا. گذر زمان، تغییر مکان و گسترش وسایل ارتباط جمعی در اهمیت، ارزش و تأثیر آن، تغییری ایجاد نکرده است. قصه‌گویی برنامه‌ای است آرامش‌بخش که آرامش پرعاطفه‌ای را هم به قصّه‌گو و هم به شنوندگانش هدیه می‌کند و فعّالیتی است بی‌خرج و پربار، که اگر به صورت عادت در خانواده‌ها درآید، بسیاری از نابسامانیهای روانی بچّه‌ها را درمان می‌کند. در گذشته قصه ها وسیله ای برای انتقال ارزش ها، آداب و رسوم، تاریخ و.... بوده است، آربوثنات ( ۱) اهمیت قصه گویی را چنین بیا می کند: « قصه های قومی وسیله ی پیوند جامعه بوده اند. این قصه ها نه تنها بیانگر افکار، احساسات، اعتقادات و رفتارهای مردم بلکه سازمان دهنده و تقویت کننده ی آنها نیز بوده اند » .
با پیشرفت تکنولوژی هایی نظیر ماشین چاپ و تولید فیلم و انیمیشن سازی، اهمیت قصه گویی رو به کاهش گذاشته است. ممکن است از خود بپرسیم وقتی کودک می تواند ساعتها خود را با تلویزیون و کامپیوتر سرگرم کند چرا ما به خود زحمت دهیم و برای او قصه بگوییم؟
اگرچه دیدن برنامه های تلویزیونی و بازیهای کامپیوتری می تواند مزیت هایی برای کودک داشته باشد ولی معایبی هم دارد که نمی توان به سادگی از آنها گذشت، تلویزیون جریان کنترل شده ای از اصوات، تصاویر و داستانها را پخش می کند که ما هیچ کنترلی بر روی آنها نداریم، دیدن فیلم های ترسناک و یا بازیهای کامپیوتری خشن می تواند اثرات منفی جبران ناپذیری بر روی کودک داشته باشد، دیدن اخبار وحشت ناک نظیر ترورها، قتل ها حوادث طبیعی، و... کودک را با دنیای پر تلاطم و غیر قابل باور مواجه می کند.
بسیاری از برنامه های تلویزیونی کودکان را سر گرم می کنند بدون اینکه فایده ای برای آنها داشته باشد.
در این جا هدف ما برشمردن نکات منفی رسانه های جمعی برای کودکان نیست بلکه شناساندن هنر قصه گویی و فواید آن برای کودک است. قصه گویی با اثرات مثبتی که بر روی کودک دارد می تواند جایگزین مناسبی برای این قبیل سرگرمی ها باشد. دیویی معتقد است در این گونه برنامه ها جوهر و نکات اصلی هنر قصه گویی یعنی پیوندی که در زمان و مکانی معین میان قصه گو و شنوندگانش بوجود می آید از دست می رود. قصه گویی موثر که براساس رابطه میان قصه گو و شنوندگانش جریان داشته باشد یک تجربه خلاق و شخصی است،شخصی است، و در واقع یک آفرینش دو جانبه است، قصه گو و شنونده با هم دست به خلق جهانی می زنند که براساس کلمه ها و تخیل بنا شده است.

چرا قصّه گویی کنیم ؟

« قصّه گویی » ساده ترین، ارزان ترین و در عین حال از موثرترین شیوه های نمایشی است که امکان اجرای آن برای هر خانواده ای وجود دارد.
قصّه گویی برنامه ای است که تا حدّ زیادی سبب رضایت و خشنودی قصّه گو از یک سو، و مخاطبهایش از سوی دیگر می شود.
علاقه عموم به قصّه گویی و رضایت وخشنودی همه از این شیوه نمایشی، دلایل بسیاری دارد. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. در برنامه قصّه گویی، صمیمیتی میان قصّه گو و مخاطبهایش به وجود می آید که انتظار ایجاد چنان صمیمتی از فرمهای نمایشی دیگرمشکل و گاه محال است.
۲. قصّه گویی نمایشی است که می تواند بدون وسیله و مقدمات در هر خانه ای به صورت شخصی و خانوادگی اجرا شود و پاسخگوی نیاز افراد در این زمینه باشد.
۳. قرنهاست که قصّه و قصّه گویی بهترین راه بیان آرزوهاست، قصّه زبان مشترک انسانها برای تشریح اشاره ها و معنی ها و انتقال ارزشهای اخلاقی و معنوی از نسلی به نسل دیگر بوده است. همچنین، وسیله ای بوده است که بار انتقال سینه به سینه سنّتها و آداب و رسوم را به دوش کشیده است تا از گزند روزگار در امان باشند و به دست فراموشی سپرده نشوند.
۴. قصّه ها نشان داده اند که در گوشه و کنار این گیتی پهناور، کسانِ دیگری هم بوده و هستند که خُلق و خو و ارزشهای معنوی آنها، با ما متفاوت است. به همین دلیل قصّه و قصّه گویی همیشه عواملی بوده اند که تحمّل دیگران و عقایدشان را ممکن ساخته اند.
۵. قصّه گویی می تواند مایه نشاطِ همه، وسیله تامین بهداشت روانی، و درمان ناراحتیها و آرامش بخش باشد.
۶. در یک کلام، قصّه و قصّه گویی، خوب، دلنشین و دوست داشتنی است.

 

منابع:

رحماندوست،مصطفی.مهارت قصه گویی،انتشارات مدرسه

پورحسین،رضا.آیا برای فرزند خود قصه می گویید،انتشارات لک لک